فروشگاه فایل پوشه

فروش انواع فایل های مجاز

فروشگاه فایل پوشه

فروش انواع فایل های مجاز

داستانک: پسرک واکسی

سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۰۵ ق.ظ

پسرک واکسی

سلام

یکی از دوستانم نقل می کرد که یک روز صبح زود در ترمینال منتظر حرکت اتوبوس بودم که پسرکی واکسی به طرفم آمد و پیشنهاد کرد که کفشهایم را واکس بزند،من قبول کردم پس از اتمام کارش پرسیدم چند می شود؟گفت من به اولین مشتریِّم هیچ وقت قیمت نمی گویم،من که در دلم حرفش را باور نکرده بودم برای امتحان کردن او یک پانصد تومانی در آورده و به طرفش دراز کردم و مطمئن بودم که اعتراض خواهد کرد،اما در کمال تعجب دیدم که او پانصد تومانی را گرفت به پیشانیّش گذاشت و بساطش را جمع کرد که برود،بلافاصله یک ده هزارتومانی به او دادم اما او نگاهی به من کرد و گفت تو داری مرا امتحان می کنی؟، و کلمه ی تو را خیلی محکم ادا کرد،و هر قدر هم اصرار کردم ده هزار تومانی را قبول نکرد و با قدمهایی محکم از آن جا دور شد.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی